پیوندها ...
پیوند قطره قطره باران:
ـ دریا!
پیوند نور و آسمان:
ـ روز!
پیوند بذر و خاک:
ـ هستی!
پیوند دریا، روز، هستی:
ـ عشق!
پیوند ما،
ـ من با تو:
ـ دریا، روز، هستی، عشق.
پیوند دریا
روز
هستی
عشق:
ـ انسان!
از مجموعه " شاید گناه از عینک من باشد "
ظهور نكردن چهرههاي شاخص ادبي در اين دو سه دهه، كاملا محسوس است و دليلش هم به طور قطع، فضاي سياسي - اجتماعي حاكم بر فرهنگ جامعه است.
عليرضا طبايي ـ شاعر ـ با بيان اين مطلب به خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ایسنا) گفت: در فضاي امروز جامعه ما نوعي خودسانسوري ناگزير و تحميلي بر هنرمندان حاكم است و در محيطي كه خودسانسوري، تنگ نظري و سختگيريهاي خاصي وجود داشته باشد، طبيعي است افراد آنگونه كه بايد رشد نميكنند و نميتوانند جوابگوي نيازهاي جامعهشان باشند يا لااقل ترجيح ميدهند ساكت باشند.
وي دربارهي اينكه به اعتقاد برخي ديگر دوران تك چهرهها گذاشته است عنوان كرد: به هرحال ميتوان دربارهي اين مساله هم فكر كرد و مثلا انديشيد كه آيا ديگر نوبت به تشكلهاي جمعي و گروهي رسيده است تا ايدههاي تازه را بيان كنند؟ اما من تصور ميكنم در محدودهي هنر و بويژه ادبيات، خيلي مسائل هست كه سرانجام بايد در وجود خود هنرمند تهنشين شود و به گونهاي خود را نشان دهد و استنباطم اين است كه اگر محيط مناسب باشد، هنوز هم كساني هستند كه چهره شوند؟ در واقع در اقيانوس است كه نهنگ به وجود ميآيد و يك ماهي در تنگ تبديل به شاه ماهي نميشود.
وي در ادامه تاكيد كرد: به هر حال هر انساني ديدگاهش با ديگران متفاوت است و با توجه به اينكه هنر يك مشغلهي فردي و واكنش طبيعي است، بنابراين اگر شرايط به گونهاي باشد كه امكان بده بستان آزادي وجود داشته باشد، امكان چاپ آثار به صورت يكسان فراهم باشد و خيلي چيزها در انحصار عدهاي نباشد، در اين صورت ميتوان مطمئن بود كه باز هم چهرههايي هستند كه حرفي براي گفتن داشته باشند.
شاعر «خورشيدهاي آن سوي ديوار»، سپس با رد اين مطلب كه مردم از ادبيات جدا شدهاند، افزود: مردم نگاه ميكنند كه شما چه چيزي به آنها ميدهيد. در همين چند دههي گذشته خيلي از كتابها به صورت رايگان با امكانات بسيار گسترده چاپ شد و اگر شمارگان اينها زياد بود، به خاطر حمايتهايي بود كه از طريق موسسات خاصي صورت ميگرفت. اما مردم دنبال يك سري آثار ديگر ميروند و تشنهي خواندن آنها هستند.
وي ادامه داد: در اين چند دهه و البته پيش از انقلاب هم، كتابهايي را كه مردم ميخواستند، شايد به گونهاي بازار سياه داشت و خيلي از كتابهايي كه اجازهي نشر نداشته، عملا مورد استقبال قرار گرفته است. در همين سالها مثلا آثار فروغ فرخزاد بسيار مورد استقبال قرار گرفت؛ در صورتي كه هيچ نوع اقبالي از طرف سازمانهايي كه مسؤول و متولي چاپ بودند، به خاطر محدوديتهايي كه داشتند، به عمل نيامد.
طبايي گفت: استقبال مردم از اين نوع آثار باعث شد بعضي از ناشران صورتها و شگردهاي خاصي را براي چاپ آنها در نظر بگيرند. اگر مردم آنچه را كه ميخواهند در اختيارشان قرار گيرد، مشخص ميشود كه به ادبيات توجه دارند.
شاعر «از نهايت شب» همچنين متذكر شد: البته نبايد يك عامل را از نظر دور بداريم؛ به هر حال روزنامهها، و رسانههايي مثل اينترنت، ماهواره و ... توجه مردم را به خود معطوف كرده است و خيليها به جاي صرف هزينه و وقت براي كتاب ترجيح ميدهند اطلاعات دلخواهشان را از اين وسايل بهدست آورند؛ اما مسائل هنري، بويژه ادبي، چيزي نيست كه كسي بتواند در چند لحظه درك كند و شايد نياز است كه بارها و بارها به آن تامل كند و اين كار فقط از طريق كتاب امكان پذير است، بنابراين كتاب جايگاه خود را دارد.
وي در ادامه بيان كرد: كتابهاي خوب، امروز هم شمارگان بالايي دارند، اما متاسفانه به جاي آثار دلخواه مردم، هزينهها صرف يك سري آثاري ميشود كه ظاهرا بيشتر زينتالمجالس هستند و يقينا اگر كار خوب باشد، فاصله كم خواهد شد.
طبايي دربارهي ارزيابياش از چشمانداز ادبيات در دههي 80 به خبرنگار ايسنا گفت: اگر متوليان انتشار از اينكه بعضي كلمات را با منقاش از كارها بيرون بكشند و حساسيت بيهوده نشان دهند، مقداري دست بردارند، آن وقت امكان رشد با اتكا به سنتهاي غني فرهنگ فارسي فراهم خواهد شد.
خورشید را آواز کن ، با من
از پایم این زنجیرها را ، باز کن با من
بار دگر ، آهنگ دیگر ساز کن ، با من
از ظلمت زندان اسکندر ، سبک ، پر کش
آهنگ جنت خانه ی شیراز کن ، با من
پرواز را ، از خاطر ما برده ، سنگستان
بر هم زن این بنیاد را ، پرواز کن با من
دل مرده ام ، بر شانه ام بار تحمل هاست
عیسی دمی کن با دلم ، اعجاز کن با من
سر را بنه بر شانه ام ، گیسو به دوشم ریز
از ظلمت شب ، قصه ها آغاز کن با من
برگیر رنگ تیرگی از بام سرب اندود
با دست ها ، خورشید را ، آواز کن با من
***
آه ، ای رفیق برترین ، منظور هر معراج !
من محرم اسرارم امشب ، راز کن با من
از مجموعه " شاید گناه از عینک من باشد "
سروده هایی از تلاطم دوران
مجموعه شعر «خورشيدهاي آنسوي ديوار» اثر عليرضا طبائي، 28 سال پيش منتشر شدهاست؛ يعني زماني كه بسياري از شاعران جوان امروزي هنوز خواندن و نوشتن را نياموخته بودند. وي سالها مدير صفحات شعر مجله جوانان بود و به خاطر گرفتن دست و بال شاعران کمتر شناخته شده، حق زيادي بر گردن شعر امروز دارد.
علیرضا طبائی در عرصه ترانهسرایی نیز آثاری بهیادماندنی از خود برجا گذاشته است.
آخرین کتاب منتشر شده این شاعر « شاید گناه از عینک من باشد» سال گذشته توانست نظر هیئت داوران جایزه شعر خبرنگاران رابه خود جلب کرده و به عنوان کتاب برگزیده معرفی شود.
غزلهای سالهای اخیر طبائی بیشتر به سمت غزل مدرن گرایش دارد و او توانسته است با تکیه بر تجربیات خود آثار قابل قبولی را در این قالب ارائه کند.
اغلب اشعار او در کتاب «خورشیدهای آنسوی دیوار» در اوزان نيمايي سروده شده اما همان يك دو غزلي كه در كتاب آمده نشان از تسلط طبائي بر شعر كلاسيك دارد؛ همانند غزل «براي او كه نماند»:
«تا بر لبان تو نرويد شعله تلخ پشيماني
درياب دستان مرا در فصل بي برگي و عرياني
من باغ شعرم، باغ پر بارم، ولي بيهوده خواهم ماند
باران مهرت را، اگر، اي باغبان بر من نيفشاني...»
اگر چه مجموعه شعر «خورشيدهاي آنسوي ديوار» پس از انقلاب منتشر شده اما بيشتر اشعار، پيش از آن نوشته شدهاست. در چند شعر آخر كتاب كه در سالهاي پس از 57 سروده شده فضاها و واژههاي متناسب با آن دوران پرتلاطم به وضوح به چشم ميخورد:
«ايكاش از شمايان بودم
ايمان من، عظيمتر از روح ترس بود
روشنتر از تلالو آئينه در ضيافت خورشيدهاي شرقي آغاز
تا زخم تازيانه و دشنام را
بر پيكر برهنه خود، آزمون كنم...»
مجموعه شعر «خورشيدهاي آنسوي ديوار» شامل 27 شعر از طبائي است.
روزنامه فرهنگ آشتی شماره ۱۶۶۸
