هشدار
های ... هشدار که شب بیدارست
***
پشت هر پنجره، هر در، هر بام
پشت هر پرده، هر آیینه ی پاک
زیر هر پله و زیر هر سقف
پشت هر بوته ی پیر
آه ... ـ باور کن ـ
در پس نی نی چشم من و در عقربه ی ساعت تو،
شب کمین کرده و بیدار نشسته ست، نهان.
***
خش خش گام حقیقت را در زمزمه ی مبهم من می شنوی؟
***
نامه هایت را در باد مخوان!
گام هایت را بر آب منه
مشت هایت را بر یاوه مکوب!
شب کمین کرده، به راه
***
ای تهیدست درخت بشکوه
شوکت دست تو افزون باد
مهراس
مگریز
بستیز
دور بادا ز تو اندیشه ی هیزم شکن و تیشه ی تیز
***
لیک هشدار ... که شب بیدارست
از مجموعه "از نهایت شب"
عليرضا طبايي معتقد است: در اين سالها همچنان غلبه با دشوارنويسي است و تا رسيدن به سادهنويسي، راه زيادي پيش رو داريم.
اين شاعر در گفتوگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ایسنا)، گفت: سادهنويسي را بايد مؤلفهاي از يك حركت يا جريان در شعر معاصر دانست كه هنوز خود نتوانسته است به جرياني مسلط تبديل شود.
او در عين حال عنوان كرد: جريان سادهنويسي نه تنها در قلمرو شعر؛ بلكه در زمينههاي ديگر از جمله داستاننويسي با حضور محمدعلي جمالزاده و طنز و مقاله و روزنامهنويسي با كار علياكبر دهخدا آغاز شد. همچنين ايرج ميرزا سادهنويسي را در شعر كلاسيك دنبال كرد كه با طلوع نيما، سادگي به گونهاي ديگر به شعر راه يافت.
او در ادامه يادآور شد: يادمان باشد عليرغم غلبهي دشوارنويسي، جريان شعر معاصر از نيما به اينسو در پي تحقق سادگي در زبان بوده است و ما اين را به نسبت دوران پيش از نيما هم شاهديم. ما تا پيش از نيما، با زباني سنگين و دور از فهم عامه روبهرو بوديم كه عموما شاعران با آوردن كلمات مطنطن و فاخر در پي به رخ كشيدن توان و قدرتشان بودند.
شاعر «شايد گناه از عينك من باشد» افزود: پيشنهاد نيما هم براي نزديك شدن به زبان مردم و طبيعت بوده است و نوید سرآغازي ديگر را در حيات شعر فارسي ميدهد. شعر ديگر از آن حالت مغلق و پيچيدگي بيرون ميآيد و رفته رفته سعي ميكند به زبان مردم نزديك شود.
او سپس در تبيين انگيزههاي دخيل در دشوارنويسي گفت: دليلهاي روآوردن به دشوارنويسي متفاوت ميتواند باشد؛ اما به اعتقاد من، عدهاي به دليل اينكه استعداد نداشتهي خود را در خلق شعر جبران كنند، به دشوارنويسي روي ميآورد.
او در ادامه اظهار كرد: البته ما پس از نيما هم شاهد دشوارنويسيهايي در شعر سالهاي اخير هستيم كه اين مسأله بر دوري مخاطب از شعر دامن زد، تا چند سال اخير كه به نظر ميرسد شاعران جوانتر به راه دشوارنويسان كمتر رفتهاند و سعي در بيان حرفشان به زباني ساده دارند؛ اما هنوز اين حركت تثبيت نشده است.
طبايي يادآور شد: البته در مقاطع شعر معاصر ايران در قالبهاي نيمايي، آزاد و غزل، شاعراني بودهاند كه به سادهنويسي اهتمام جدي داشتهاند كه از جملهي آنها به شعرهاي بيژن جلالي، نادر نادرپور، سهراب سپهري، فروغ فرخزاد و احمدرضا احمدي ميتوان اشاره كرد.
او همچنين شعر ساده را عموما مورد توجه مخاطب عام دانست و در توضيحي دربارهي مخاطبان شعر گفت: مخاطب شعر را بايد به چند دسته تقسيم كرد؛ نخست مخاطباني هستند كه مخاطب عام شعر و به دنبال شعر سادهاند؛ طيفي ديگر، مخاطباني هستند كه مخاطبان حرفهيي شعرند و آنها در عين حالي كه به آثار ساده توجه دارند، از اشعار پيچيده هم استقبال ميكنند.
عليرضا طبايي در پايان گفت: با اين حال، قضاوت دربارهي ماجراي سادهنويسي را بايد به زماني ديگر واگذاشت و بايد ديد كه شاعران از سادهنويسی چگونه بهره ميبرند تا در آينده به جرياني مسلط تبديل شود يا نه؟
